كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )

157

ده سفرنامه ( فارسى )

دستور داد تا زبانش را نيز قطع نمايند اين فرمان نيز بلافاصله به مرحله اجرا درآمد و بدين ترتيب او قدرت بيان و تكلم خود را از دست داد ولى كوشيد كه با زبان بريده نيز صحبت كند گرچه صدايش كلفت و كلماتى كه از دهانش خارج مىشود درهم‌وبرهم است ، ليكن تا اندازه‌اى گفته‌هايش مفهوم است او هنوز شخصيتى باهوش و خوش‌مشرب مىباشد و من مرتب با او در تماس بودم اغلب اوقات او از معايب و بدبختىهاى گذشته و از اينكه شاه فعلى از راه جوانمردى و مروت دوباره وى را به حكمرانى خشت منصوب كرد با من گفتگو و مذاكره مىنمود . من يك متخصص علم تشريح و كالبدشناسى نيستم بنابراين نمىتوانم دليلى ارائه دهم كه چرا وقتى يك مرد زبان ندارد مىتواند صحبت كند . يك روز پس از آنكه وارد تهران شديم مذاكرات خود را شروع نموديم زبان فارسى بسيار مفصل است و حاكى از مفهوم‌هاى متفاوتى است كه ايرانيها را قادر مىكند در حين محاوره و گفتگو به زبان شعر و ادب سخن بگويند به عنوان مثال براى فهماندن يا بيان نمودن يك جمله ممكن است آن را در سه يا چهار قاعده استعمال نمود گوينده ممكن است روى عادت شخصى بگويد من براى شما احترام قائلم ، يا دوستى شما براى من مغتنم است ، يا وظيفه من است كه در خدمت جنابعالى باشم ، يا هميشه آماده خدمتگزارى هستم ، ولى موضوع قابل توجهى كه ما در آن كشور با آن مواجه شديم خصوصا رابطه آنها با نمايندگان خارجى بود . ايلچى و ميزبانش حاجى ابراهيم ممكن است قلبا به اين‌گونه تعارفات پوزخند مىزدند و براى اين اداواطوارها ارزشى قائل نبودند ولى به هر صورت در محاوره و گفتگو اين‌گونه اصول و قواعد را رعايت مىنمودند دو تن از رجال دولتى به عنوان نماينده